خرید بک لینک
چيزي که در دوست داشتنت؛ بيش تر عذابم مي دهد؛ اين است که گرچه مي خواهم اما طاقت بيش تر دوست داشتنت را ندارم...!!! و آن چه در حواس پنج گانه ام به ستوهم مي آورد؛ اين است که آن ها پنج تا هستند، نه بيش تر...!!! زني استثنائي چون تو را احساساتي استثنائي بايد که بدو تقديم کرد؛ و اشتياقي استثنائي و اشک هايي استثنائي زني چون تو استثنائي را کتاب هايي بايد که ويژه او نوشته شده باشند... و اندوهي ويژه و مرگي که تنها مخصوص و به خاطر او باشد...!!! تو زني هستي متکثر در حالي که زبان يکي است چه مي توانم کرد تا با زبانم آشتي کنم متاسفانه؛ نمي توانم ثانيه ها را درآميزم و آن ها در هيات انگشتريي به انگشتانت تقديم کنم... سال در سيطره ماه ها و ماه ها در سيطره هفته ها و هفته ها در سيطره روزهايشان هستند؛ و روزهاي من محکوم به گذر شب و روز در چشمان بنفشه اي تو...!!! آن چه در واژه هاي زبان آزارم مي دهد آن است که تو را بسنده نيستند تو زني دشواري زني نانوشتني واژه هاي من بر فراز ارتفاعات تو چونان اسب له له مي زنند با تو مشکلي نيست همه مشکل من با الفباست با بيست و هشت حرف که توان پوشش گامي از آن همه مسافت زنانگي تو را

برچسب: شعر تولد,شعر تويتر,شعر تولدت مبارک, نویسنده: بهنام رضاپور تاريخ: دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت: 9:25

کفش های پاشنه دارش را دوست دارد؛ بخصوص آنهایی که تق تق صدا میدهند...!!! وقتی حرفهای نابه جا و سفیهانه برخی آدمها که اسمشان را گذاشته اند مَرد در کوچه خلوت به گوشش می رسد پاشنه های خود را به زمین می کوبد تا با رعشه صدایش؛ در دهان کسی بکوبد که اینک حتی صدای خودش را هم نمیشنود... باید بدانند او با کفشهای پاشنه دار تق تقی اش به اندازه یک گُردان؛ قدرت دارد تا دروازه دهانش را ببندد... او کفشهای پاشنه دارش را دوست دارد؛ چون هر بار که آن را می پوشد حس می کند بالای ابرها پرواز میکند... دوست دارد بدود و از حجم بی عقلی برخی مردانِ بی غیرت رها شود... تمام دلخوشی او همین چیزهاست؛ که گاهی کفش های پاشنه دارش را از جا کفشی در بیاورد و بگوید امروز روز پرنسس است؛ آماده باشید برای رفتن... چه فرقی می کند سه سانتی باشد یا ده سانتی... مهم اینجاست ؛ قلبی که با کفش های پاشنه دار احساس آرامش می کند... و چه قدر سعادت مند خواهد بود وقتی مردمان شهرم بجای قضاوت کردن و وراجی، فکر می کردند و سکوت می کردند تا کسی را از دنیای سیندرلایی اش بیرون نکشند...!!! gharibe64sms.blogfa.com

برچسب: نویسنده: بهنام رضاپور تاريخ: دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت: 9:25

مردها؛این پسرکوچولوهای ریشدار هیچوقت موجودات پیچیدهای نبودهاند... پیچیدهترینشان نهایتا سیگار میکشند و مینویسند یا رییسجمهور میشوند؛ اما؛ اما زن که نمیشوند…!!! مردها موجودات قدرتمندی هستند؛ هرچقدر محکم در آغوش بگیریشان اذیت یا تمام نمیشوند...!!! زورشان به در کنسروها، وزنه های سنگین و غُرغرهای زنانه خوب میرسد...!! تازه پارک دوبلشان هم از زن ها بهتر است…!!! مردها پسربچه هایی قویاند؛ اما نه آنقدر قوی که بیتوجهی را تاب بیاورند...!!! نه آنقدر قوی که بدون دوستت دارم های زنی شب راحت بخوابند...!!! نه آنقدر قوی که خیال فردای بچهها از پای درشان نیاورد...!!! نه آنقدر قوی که زحمت نان پیرشان نکند...!!! مردها پسربچههایی قویاند؛ که اگر در آغوششان نگیری و ساعتها پای پرحرفیهای پسرکوچولوی درونشان ننشینی ترک میخورند... و آنقدر مغرورند که اگر این ترک هزاربار هم تمامشان کند، آخ نگویند... فقط بمیرند...!!! آنهم طوری که آب از آب تکان نخورد و مثل همیشه از سرکار برگردند و شام بخورند…!!! فقط پسرکوچولوی سربههوای درونشان را میبرند گوشهای از وجودشان دفن میکنند... و باقی ع

برچسب: نویسنده: بهنام رضاپور تاريخ: دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت: 9:25

روز زن... روز دختر... روز مادر... روز منع خشونت علیه زنان...!!! از این روزهای مناسبتی و فرمالیته؛ فقط دسته گلهای خشک شده ی روی دیوار و کادوهایش باقی می ماند؛ و ازین کمپین شانزده روزه فقط حساسیت زنان به رنگ نارنجی خواهد ماند...!!! تو را به خدا اینقدر زنان را شاد و پشیمان نکنید...!!! امید رهایی رنج زندان را مضاعف می کند...!!! باور کنید زنان هیچ کدام از این روزها و شعارها را دیگر باور ندارند... حالا کمپین شانزده روزه ی بین المللی برپا کنید...!!! شعار مبارزه با خشونت علیه زنان سر بدهید...!!! مگر سالها سر تساوی حقوقشان با مردها نجنگیدن؟؟!! آخرش چه شد؟!! مگر با ما مساوی ترید گیجشان نیاوردید که بی خیال حق و حقوقشان شوند؟!!! امنیت نداشته ی زنان را هیچ کمپینی تضمین نمی کند.. مگر می توانیم دست از عادات خود برداریم؟؟؟!! قول می دهیم وقتی گرسنه شدیم؛ مثل بچه ها سر زنان فریاد نکشیم؟؟!! قول می دهیم کارمان نباشد کی پوشک بچه عوض شده؟؟!! و آخرین باری که شیر خورده کی بوده؟؟!! قول می دهیم وقتی مادر شدند؛ آنها را با پرستار بچه اشتباه نگیریم..؟؟!!! قول می دهیم اشتباهات تربیتی بچه ها را پای زنان ننویسی

برچسب: خشونت علیه زنان,خشونت علیه زنان در,خشونت علیه زنان در ایران, نویسنده: بهنام رضاپور تاريخ: دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت: 9:25

پاییز درنوامبر یعنی یک نفر را؛ حتی شده از ته صندوق خاطراتت پیدا کنی؛ و برایش صبحها سهراب و شبها فروغ بخوانی...!!! برایش کوتاه کوتاه عاشقی کنی و برایش بنویسی : ای نادیده ؛دوست دارم ببینمت؛ گر چه نادیده هم دوست می دارمت...!!! پاییز باید عطر های خنکتان را بچینید ردیف عقب میز و عطر های گرمت را نزدیکتر...!!! صبحها ماتیک یواش بزنید و شبها لب هایتان را سرخ کنید...!!! عصر ها که باد دوید زیر دامنتان؛ خودتان را پرت کنید روی ِ آغوش پناهنده مردتان...!!! چشمهایتان راببندین و حتی خودتان را به خواب بزنید...!!! پاییز فصل آدم های تُرد و نازک است... پاییز و نوامبر هنگام ِ مکث ثانیه های پشت پنجره ها با ماگ.. پاییز شباهت محض دارد به ساعت هایی که میل به ماندن دارم... برای عصر های پاییز همیشه در یخچالتان ؛ چهار عدد خرمالو و قهوه ناب در کابینت و تُست پنیر و گوجه و ریحان داشته باشید...!!! کتابهایتان را بچینید کنار تخت... کمی لای پنجره هایتان را باز بگذارید... کرم مرطوب کننده با بوی تمشک بزنید... لباس راحتی بپوشید.... به نزدیکانتان اکتفا کنید و به یادهایشان هی سرک بکشید... پاییز

برچسب: عاشقانه پاییزی,عاشقانه پاییزی 93,عاشقانه پاييزي, نویسنده: بهنام رضاپور تاريخ: دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت: 9:25

ما آدم هایی هستیم که صبح تا شب؛ توی مدرسه، دانشگاه، خیابان، محل کار و مراکز خرید بازی داده می شویم... آدم هایی که دیگران هر چقدر بخواهند؛ قلب و روح و فکرمان را می توانند به بازی بگیرند...!!! ما به هزار امید و آرزو دانشگاه قبول می شویم و بعدش وقت پیدا کردن کار جایمان می گذارند...!!! ما آدم های ردی تمام مصاحبه های کاری هستیم... آدم هایی که پشتمان آدم هایی ایستاده اند ؛ که پشتشان به جایی گرم تر گرم است...!!! ما آدم هایی هستیم که سوادمان به درد؛ هیچ موسسه و اداره و شرکتی نمی خورد؛ چون باباهایمان به اندازه ی کافی پول نداشتند و توی هیچ سازمانی هم کسی آن ها را نمی شناخت...!!! ما آدم هایی هستیم ؛ که از درس، پول، عشق، کار و موفقیت دور نگه مان داشته اند ؛ و تا فهمیدند هوشمان از پولمان بیشتر است دورمان زدند... ما رفیق فابریک هیچ آدم درست و حسابی ای نبوده ایم: آدمی که هنرمند باشد و یکی از تابلوهای رنگ و روغنش را مجانی بیاورد آویزان کند به دیوار خالی بالای مبل چند نفره مان، یا صاحب یک رستوران باشد و هفته ای یک بار بروی رستورانش و به صندوقدار اشاره کند با ما حساب نکند...!!! ما رفیق

برچسب: آدمهای خوب,آدمهای ساده را دوست دارم,آدمهای ساده, نویسنده: بهنام رضاپور تاريخ: دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت: 9:25

براي خودتون يك دوست پيدا كنيد!!! يه نفر كه تا ابد بمونه؛ يه نفر كه حالتون،جونتون،يارتون، بد و خوبتون را همه را با هم بخواد..!!! يه نفر كه حالش را بپرسي؛ خوابش را ببيني..!!! آدم ها بايد، غير از عشق و خانواده؛ يه نفر را داشته باشن كه همه چيزهايي ؛ كه نميشه به آن دو قبلي گفت رو به او گفت!!! از سردرد هاي كوچكتون تا غمهاي يكساله!!! يه نفر كه تا صبح روبروي هم بشينيد و غرهاتو بزنی و اون گوش كنه؛ و شما را با آغوشش گمراه نكنه... و به وقتش آغوشش را چهار تاق برات باز كنه؛ براي شخص شما...خودت... يه نفر كه بابت هيچ چيز، سوال نكنه تا وقتي ميگی بریم، اون بند كفشاشو را بسته باشه، قبل از قفل در...!!! يه نفر بايد باشه كه از چشمهات تورو بشناسه... یه نفر که از ولووم صدات حالت رو بفهمه... طوفانی شدنت رو ... آروم بودنت رو... يه نفر بايد باشه كه ؛ در جواب سوالهاي شما بي حسادت بگه: چه خوش رنگي، چه زيبايي، چه ماهي، چه مهري، چه ياري، چه خونه اي، چه دست پختي، چه هنري و هزار چه بدون حسادت و با كلي عشق... يه نفر بايد در زندگيتون باشه، كه قرارتون با اون بوسيدنِ از سر شهوت نيست؛ اينبار خود لذته... يه نفر كه

برچسب: دوست صمیمی,دوست صمیمی کیست,دوست صمیمی احسان علیخانی, نویسنده: بهنام رضاپور تاريخ: دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت: 9:25

صفحه بندی